فارسی

این قسمت وبلاگ من در زبان فارسی است

سفر به خجند:

هفتهی پیش من با یک دوست به شهر خجند سفر کردم، و آنجا جاهای معروف و قدیم را دیدیم. به نظر من، این سفر خیلی خوش گزشت. از دوشنبه به خجند در یک موتور رفتیم، لیکن از خجند به دوشنبه در یک هواپیما پرواز کردیم. هواپیما بسیار راحت تر از موتور بود: برای ۸ ساعت در موتور بودیم، ولی پرواز فغط نیم ساعت بود. و در موتور ما، مردمان زیاد بودند. ما ۹ نفر بودیم: من، دوستم، راننده، یک تیم کشتیگیری و مربی آن تیم. راه خیلی خراب بود، واقعاً نمی دانم ایا می توانم بگویم که راه وجود داشت. بعدترین راه روی کوه بود، اما آنجا جای زیبا هم بود. بعد از ۸ ساعت سرانجام به شهر خجند آمدیم، و به هتل رفتیم. نام هتل لنینآباد بود، و نزدیک رودخانه ی سيردريا‎ یا سيحون بود. آن روز، دژ اسکندر مقدونی را دیدیم. البته، امروزه اکثریت این دژ ویرانه است، لیکن می توانید کمی از آن را ببینید، و دولت خجند قسمت های دیگر را دوباره ساختند.

روز شنبه، شهر خوجند را اکتشاف کردیم. در آنجا بزرگترین و بلندترین مجسمه لنین در آسیای مرکزی واقع شده است.، و او را دیدم. در کنار او یک گو بود. هم به چند موزه جالب، مثل یک موزه ی تاریجی و یک موزه ی باستان شناسی رفتم. به بازار خجند رفنیم، و به نظر من، این بازار بهتر از بازار دوشنبه است، چون هیوه در آنجا بیشتر است، و هم ارزان تر است. نام بازار خجند پنج شنبه است، و در مرکز شهر، نزیک مسجد قدیم موجود است. شنیدیم که ماهیی خجندی خوشمزه بود، پس به رستوران ماهی رفتیم، و آنجا غذای شام را خوردیم. راستی، ماهی خوشمزه بود!

روز یک شنبه، به شهر استروشن سفر کردیم. این شهر خیلی کوچک است، چون کمتر از ۶۰۰۰۰ نفر آنجا زندگی می کنند، ولی شهر بسیار باستان است. این شهر بیشتر از ۲۴۰۰ سال پیش ساخته شده است، و آنجا مساجد و ساختمان های دیگر از زمان تیمور زیاد هستند. به یکی از این مساجد رفتیم، ولی زن که آنجا کار می کند کلید نداشت. او گفت که ما باید از طریق پنجره بپریم، پس این را کردیم، و با چند کودکان استروشن بالای مناره رفتیم. فکر می کنم که کمی خطرناک بود، ولی روز خیلی جالب بود. در بازار استروشن ناهار را خوردیم، و روشت بود که این بازار از زمان قبل از اتحاد جماهیر شوروی بود. و هم نزیک یک رودخانه چه نشستیم، و با کودکان استروشن گپ زدیم.

آن روز بعد از ظهر به فرودگاهی خجند رفتیم. و از آنجا به دوشنبه سفر کردیم. هواپیما بسیار پر از مردمان بود، ولی رحات و زود بود، و فکر کردم که سرویس خیلی خوب بود.

خوشحال هستم که شهر خجند را دیدیم. چون فکر می کنم برای تاریخ تاجیکستان و دنیا جای مهم است، و به نظر من با دوشنبه فرق زیاد دارد.

امروز ۲۱ ماه مارس ۲۰۱۲، برابر با نوروز ۱۳۹۱ است!

دو روز پیش ما به یک نامیش بزکشی رفتیم. به طور کلی بازی های بزکشی در دهات موجود هستند، و بنابراین به یک ده کوچک سفر کردیم. این ده در ۳۰ کیلومتری دوشنبه بود. برای دیدن بزکشی، مردم زیاد به آنجا آمده بودند. بازیگران هم زیاد بودند. امکان دارد که آنها بیشتر از ۵۰ نفر بودند. وقتی که به میدان بزکشی آمدیم، بالای تپه پیاده رفتیم. از آنجا بازی را تماشا کردیم، چون بازیگران بزکشی در یک درهّ بودند. به نظر من، آن درهّ و میدان بزکشی کمی خطرناک بودند، و خوشحال هستم که تنها تماشاچی بودم و یک بازیگر نبودم. بازیگران بزکشی چاوانداز نامیده می شوند. معمولاً چاواندازها قوی هستند و لباس مخصوص می پوشند. مثلاً، آنها همیشه تازیانه دارند. این تازیانه از روده گاو سخته می شود.
هدف بزکشی ساده است، اما بازی خیلی سخت است. بازیگران باید جسد بز را به قوره برسانند. آنها باید تن جسد را از هم دیگر بگیرند، و زود به جای قوره روی اسب بروند. البته، هر قسمت بازی بزکشی روی اسب است. چاواندازها باید بز را بگیرند، زود بروند، از تازیانه استفاده بکنند، و با هم دیگر جنگ بکنند، و همیشه باید روی اسب بمانند. بعضاً، بازی بزکشی خشن و خطرناک است. وقتی آنجا بودم هیچ مرد از اسباش نافتاد. ولی، یک بار، چاوانداز ها و اسب ها روی یکی از تپه ها رفتند، و آنجا یک مردی با غذا بود. اسب ها روی میز او دویدند، و فکر می کننم که او زخمی شد.
برای غالبان بزکشی جایزه های بسیار بودند. مثلاً، هر برنده فرش سنتی را گرفت. لیکن یک شتر نیز جایزه بود. فکر می کنم که اخرین مردی که بز را به قوره رساند، شتر را برده باشد. شنیدم که در تاجیکستان، شتر ها خیلی گران هستند، و ممکن است که شتر ها گرانتر از ماشین ها باشند. نزدیک به شتر رفتم و دیدم که او شتر پیر بود. ولی مردان پیر هم آنجا بودند. یک موی سفید بازیگر خیلی خوب بود. ما بازیگران نبودیم. اما، در قسمت تپه ما چند بچه با اسب ها بودند. روی یکی از آن اسب ها نشستم. موسیقی زیاد آنجا بود. نزدیک به جای موسیقی پسر رئیس جمهور تاجیکستان بود. رئیس بازی گفت که ما نباید آنجا برویم.
میدان بزکشی بزرگ بود لیکن تپه ها البته بزرگتر بودند. نتنها تماسشاچی ها بودند بلکه فروشندگان نیز وجود داشتند. بعد از سه ساعت از آن ده رفتیم. فکر می کنم که برای شش یا هفت ساعت دیگر بازیگران در میدان بزکشی ماندند امکان دارد که آنها برای شش یا هفت روز دیگر  آنجا مانده باشند.
به نظر من، بزکشی یک قسمت مهم فرهنگ تاجیکان و آسیای مرکزی است. خیلی خوشحال هستم که اینجا بودم و آن بازی را دیدم.

امروز ۲۲ ژانویه است

 بعد از یک ماه جالب در اوروپا، دوباره به تاجیکستان آمدم! به ۵ کشور اروپا سفر گردم-انگلستان، فرانسه، اتریش، آلمان و ترکیه رفتم. در هر کشور، دوستها عزیز دیدم. در خانه ها و آپارتمان ها آنها ماندم، و غذا بسیار خوب در هر جا خوردم. البته، بسیار خوشحال در آن کشورها بودم، چون قهوه خانه ها با کتابفروشی ها بودند. به نظر من، اینها یکی از بهترین چیز دنیا است.

ولی حالا دوباره به تاجیکستان امدم، و اینجا راحت هستم، چون با خانهواده تاجیک من هستم، و این شهر به من بسیار اشنا است. بعد از یک هفته، درس من شروع خواهند کرد. این نیمسال، ۸ ساعت درس فارسی، ۸ ساعت درس دری، و ۲ ساعت درس تاجیکی خواهم داشت! یکی از درس فارسی من درباره تاریخ و ادبیات خواهد بود. هم فکر می کنم که یک درس زبان انگلیسی در یک مرکز امریکای اینجا درس می دهم.

یک نیمسال خیلی جالب خواهد بود، و خوشحال هستم که اینجا برای ۴ ماه دیگر خواهم ماند.

امروز ۹ نوامبر است

برای روز عید بسیار دوستان به خانه ما آمداند. مادر تاجیکم برای ۴ روز قبل از عید غذا درست می کرد و خانه ما را تمیز می کرد. صبح روز، نزدیک به ساعت ۷، بسیار کودکان به خانه ما آمدند. بعد از آن، بستگان ما آمدند، و عمو و پدرم به یک گوسفند را قربانی کردند. سپس، پدرم خوشحال نبود، چونکه او دوست نداردحیوانات را بکوشد. اما فکر می کنم که همسایهه هایمان خوشحال بودند، چونکه ما گوشت گوسفند به آنها دادیم، و از آنها گوشت دیگر گرفتیم. بعد از آن، همسیه هایمان به خانه آمدند و ما بسیار غذای خوشمزه خوردیم. با بستگان برای بسیار وقت ماندیم، و خرف زدیم و خندیدیم. روز خیلی هیان آور بود.

امروز  ۴ اکتبر است

این  را برای کلاس نوستم:

هفته پیش به رشته کوهای پامیر رفتم. کوهای پامیر بعضی از باندترین کوها دنیا هستند و در شرق تاجیکستان قرار دارند. به نظر من، این قسمت دنیا برای سه دلیل جالب است. نجست، تاریخ این منطقه بی نظیر است. دوم، جغرافیای فیزیکی بسیار موثر است. سوم، جای خیلی مجرد است، و فرک می کنم که بنابراین مردامان و محیط انجا بیشتر مفتون کننده است. وقتی ما آنجا بودیم، هرسه از این موضوع دانستیم. مثلاً، ما به دوقلعه زرتشتی رفتیم. این قلعه ها بیشتر از ۲۰۰۰ سال داشتند، چون نتنها قدیمتر از اسلام در این منطقه، بلکه قدیمتر از مذهب بودا هم بودند. ما رودخانه ها و کوه های جالبی را هم دیدیم. به واخان رفتیم، که بین تاجیکستان، افغانستان و پاکستان قرار دارد. از یک کوه می توانستیم هر سه کشوار را ببینیم. رودخانه ها پنج و پامیر مرز بین افغانستان و تاجیکستان را تشکیل می دهند. چون بدخشان بسیار مجرد است، زبان ها آنجا کوچک هستند. معمولاً، مردمان با زبان تاجیکی  چون زبان دوم صحبت می کنند. آنها معمولاً به زبانها مثل شغنانی، قرقیزی، و وخی چون زبان اول حرف می زنند. به یک ده قیرقیز رفتیم، و آنجا گاومیش را دیدیم و ماست گاومیش را خوردیم. برای این دلیل ها، و چون شتر دوکوهانه آنجا بودند، می خوهام به این منطقه دوباره بروم.

امروز ۳۱ مرداد یا ۲۲ اوت است

یک هفته تا من به تاجیکستان می روم، و بسیار خوشحال هستم.  اما خیلی پرسشها دارم. در بخش

انگیسی من درباره پرسشها مردم دیگر صحبت کردم. ولی حالا، وقتی در فارسی می نویسم، بیشتر مثل خود

پرست هستم. پرسشها من مثل این هستند:

زبان فامیل میزبان را خواهم فهمید؟

قهوه خوب در تاجیکستان است؟

کلاس خیلی سخت خواهد بود؟

تاخیر جت بد خواهم داشت؟

دوستان جدید پیدا خواهم کرد؟

این تابستان خیلی فارسی فراموش کردم؟

می دانم که این پرسشها احمقانه هستند. اما فکر می کنم که اعصاب یک چیز خوب است. من عصبی هستم چون این یک ماجرا جدید است. و البته بیشتر خوشحال از عصبی هستم.

(عذر خواهی برای خطاها)

تا دوشنبه آینده
اماندا


			

3 comments on “فارسی

  1. farzaneh says:

    jaleb ast amanda jan… Omidvaram pasoukhi mosbati barae porseshaya
    tdashteh bashy…

  2. frahad says:

    سلام
    از ایران شهر کرمانشاه هستم مطلبت راخواندم جالب بود ولی مثل این که نوشته ای ودیگر به وبلاگت سر نزده ای

  3. ahmad says:

    سلام عید شما مبارک به نظر من تاجیکستان جا های بکر و زیبا بسیار دارد من بسیار آرزو مندم که در یک فرصتی از تاجیکستان بازدید کنم پایده باشید
    احمد رحیمی

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s